|
اشک دل مرا می شناسی تو ای عشق؟ من از آشنایان احساس آبم و همسایه ام مهربانی است ...
| ||
|
تازگی ها فهمیدم شعور اکتسابی نیست ذات آدمی باید شعور داشته باشد
عدالت !!!! کلمه غریبی ست این روزها...
نمی دونم دلم مشغوله ذهنم مشغوله چشم، پا، سر ، دستم مشغولههههه نمی دونم فقط می دونم خیلی در گیرم
با من غربگی نکن ، با من که درگیر توام چشمات رو از من بر ندار ، من مات تصویر تو ام یه کم دلم شور می زنه با اینکه قرار بود بدون توجه به نتیجه اش و با نیت سبقت گرفتن در خدمت به خلق پیش برم اما نمی فهمم چم شده همیشه انتظار برام شکننده لحظات آرامش بوده « خدایا پروردگارا ، ای رحمان رحیم و ای بخشنده مهربان ، سالی نو بهاری نو و روزگاری تازه در راه است ،با یاد تو ، با نام تو و با عشق توآغازش می کنیم. پرودگارا ، خداوندا تو را قسم میدهم به هفت آسمانت ، پاکی و معصومیت کبوترانت ،به شقایقهای دشتهای بیکرانت تو را قسم میدهم به ستاره های کهکشانت ، به دریاهای جاودان و به آبهای جاری و روانت ، تو را قسم می دهم به برگهای پریشان حال خزانت ، که قلبمان مشکن ، اشکمان مریز و آباد کن دلهایمان ، غرق نعمت کن روزگارمان ، با عزت کن ناممان ، دلپذیر کن کاممان و قرین صحت کن جانمان ، خدایا پروردگارا تو را قسم میدهم به پرستوهای غربت کشیده ، به عظمت غروب ، به سادگی سحر و به آرمش سپیده ، به پاکی لبخندهای کودکانه و به عزت و عصمت عشقهای جاودانه ، که قلبمان را مجذوب محبت ، زبانمان مست مروت و وجدانمان را برقرار عدالت گردان . پروردگارا پنجره دل بگشا به سوی بیماران ، گرفتاران ، به سوی سرهای بی سامان ، به سوی دلهای چشم انتظار و عاشقان بی صبر و قرار که چشم انتظارند ،چشم انتظار شفای تو ، وفای تو ، عطای تو و رضای تو . پروردگارا پنجره دل بگشای به سوی دلهای دردمند که دلی دردمند دارم و سری سرگردان و فکری نگران و گمشده ای در غبار روزگار و روحی بی صبر و قرار و دلی چشم انتظار » سفر عجیبی بود یه سفر رویایی دلم می خواد دوباره برگردم اونجا . . . سال نو مبارک |
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||